|
|
|
|
|
این شعر را سالها پیش گفتم. آن روزها که تازه زده بودم به صحرای شعر شاملو و هنوز آلوده روزمره گی مزخرف زندگی نشده بودم ، و این روزها عجیب این تکه شعر روی زبان و ذهنم می چرخد ! مثل اینکه آن روزها آمده باشد که این روزها به کار بیاید. هوای غربت غمبار هق هق من را فقط خیال پریشان موجها دارند. درون خلسه ی بی تو، ترانه می خوانم چرا که می دانم ترنم تن من در سکوت تنهایی سرود نرم سر انگشت تو نخواهد بود. این روزها ... ، بی خیال! این روزها هیچ خبری نیست!
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 18 مهر1385ساعت 1:27 توسط اهورا فرزام
|
|
||